|
وبلاگ اهل سنت الحمد لله الذي أمرنا بالعبادة، وبطاعته وطاعة رسوله، ووعدنا بالحسني مع الزيادة |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
شيعه ها و سنی ها ( )
وقتي به پليس گزارش ميرسد که فلان جا جرمي صورت گرفته! اگر آثار جرم ناپيدا باشد آنوقت کار آگاهان مسئله را از جنبه هاي مختلفي بررسي مي کنند و از جمله اينکه به شخصيت و زندگي گزارش دهنده نگاه، و در آينه زندگي او راست يا دروغ بودن خبر را حدس ميزنند.
در اين شکي نيست که از حادثه غديرخم و شکستن پهلوي فاطمه بيش از 1400 سال گذشته. واين را نيز ميدانيم که در دانشکده هاي پليس به پليس ها مي گويند وقتي جرمي اتفاق افتاد پرونده بايد حداکثر 40 سال در جريان باشد يعني اگر در 40 سال بزهکار پيدا نشد. پرونده مختومه مي شود زيرا به احتمال زياد بعد از 40 سال، قاتل ديگر خودش زنده نيست!
پس امروز، بحث، بحث دعواي ابوبکر وعلي نيست حقيقتاً دعوا بين شيعه وسني است يک پليس باهوش بايد راه و روش زندگي شيعه وسني را زير ذره بين بگذارد و حقيقت را در يايد و طرف مقصر در دعوا را بشناسد!
اگر ما به زندگي شيعه ها نگاه کنيم مي بينيم آنها به زبان طرفدار علي، اما عملاً از راه و روش علي متنفرند. ما براي اثبات مي توانيم هزار دليل بياوريم اما دو سه تا هم کافيست.
نوشته شده توسط در 86/05/25
لينك مطلب
مباحثی در مورد خلافت و امامت (2) ( )
اهل تشيع مي گويند: حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غديرخم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده اند و علي جانشين من است.
اهل تشيع مي گويند: پس از اين اعلان مردم به علي تبريک گفتند
به روايت اهل تشيع 70 روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشاردادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه اش مرده به دنيا آمد!
به روايت اهل تشيع عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند و هر چي سعي کردند علي دست مشت کرده خود را باز نکرد و به همين اکتفا کردند که دست علي به دست ابوبکر بخورد و بيعت انجام گيرد!
پس از اين واقعه بروايت شيعه حضرت علي 25 سال سکوت کرد تا مردم او را خليفه کردند.
حالا شيعه چي ميخواهد؟ شيعه مي گويد: لازمه ايمان است که ما حق را از آن حضرت علي بدانيم و ابوبکر و عمر را غاصب به شمار آوريم و از آنها متنفر باشيم!
نوشته شده توسط در 86/05/08
وحدت يا تقريب بين مذاهب ( )
از مدتها است كه شعار تقريب بين مذاهب كه به ظاهر شعاري بسيار با زرش و برق است، مطرح مي شود: اختلافات را كنار بگذاريم، در برابر دشمنان خارجي يكي باشيم، بايد در برابر آمريكا و امپرياليسم جهاني ايستاد ووو .... خواننده گرامي همانطور مشاهده مي كنيد در نگاه اوليه اين شعارها، شعارهايي بسيار خوب است اما آيا در عمل، شيعه اين چيز را مي خواهد يا صرفاً مي خواهد از انزواي ديني در ميان انبوه اهل سنت و سواد اعظم بيرون بيايد و در عين حال هر كجا فرصت يافت، ضربه اش را بزند و اين شعارها همگي نفاق و تقيه است. بلكه آنها به كمتر از شيعه شدن راضي نمي شوند.
بياييم با هم سري به اين بزنيم و نگاهي به برادران اهل سنتمان در ايران بياندازيم و ببينيم كه بعد از پيروزي انقلاب در ايران بر آنها چه گذشت و چه مي گذرد؟ البته ناگفته نماند كه ايران اين روزها پرچمدار وحدت!! ميان شيعه و سني است.
نوشته شده توسط در 86/05/03
قرآن و مخالفان صحابه ( )
اینك قرآن ! كتابی كه ما به آن ایمان داریم .
اینك این كتاب آسمانی این معجزه پیامبراست كه ازصحابه سخن میگوید .
درقسمت های گذ شته به مناسبتهای مختلف نظر قرآن مجید را در راه اصحاب رسول خدا بیان كردیم و در این گفتار مستقلاً در این باره سخن می گوییم تا اگر هنوز در دل كسی شبهه ای باقی مانده باشد رفع گردد .
قرآن به تعدد ، صفات نیكی را به صحابه منسوب می كند كه برخی را می شماریم
خداوند صحابه را به نهالی تشبیه می كند كه كم كم رشد نموده شاخ و برگ میدهد وكفار از این رشد به غیض میایند در عمل صحابه نیز چون نهالی تازه پا بودند و سپس مدینه را گرفتند و بعد مكه و بعد خیبر و یمن و شبه جزیره عرب را و بعد ایران و مصر و روم را و از این درخت پرشاخ و برگ كفار به خشم آمدند.
نوشته شده توسط در 86/04/25
مباحثی در مورد خلافت و امامت ( )
در این گفتار می خواهیم رفتار شخصیت دیگر این داستان یعنی كسیكه مدعیان مدعی اند حقش غصب شده است را بررسی كنیم ما رفتار او در مقابل غاصبان را از منابعی نقل میكنیم كه پیروان او از هر فرقه ای قبول دارند.
همه پذیرفته اند حضرت علی(رضی الله عنه) برای كسب حق خدا دادی دست به شمشیر نبردند و 25 سال سكوت كردند، چرا؟
تا آنجا كه من میدانم عالمان شیعه معمولاً برای توجیه این سكوت دو دلیل میاورند:
دلیل اول: حضرت بدان خاطر سكوت فرمود كه اساس اسلام بخطر نیافتد ایشان مصلحت خود را فدای اسلام كردند زیرا اسلام جوان و نو پا بود و احتمال داشت بر اثر مخالفت حضرت علی بطور كلی نابود میشد.
دلیل دوم: حضرت علی قدرت نداشت كه حق خود را بگیرد پس بناچار در مقابل دشمنان سكوت كرد.
نوشته شده توسط در 86/04/18
مسئله امامت ( )
شيعيان معتقدند خداوند تصريح به امامت علي (رض) و فرزندان او كرده است و علي شايستهتر و اوليتر از ديگران بهجانشيني پيامبر (ص) بوده است، و ميگويند ابوبكر و عمر و عثمان رضي الله عنهم به علي و فرزندانش ظلم كرده و حقخلافتشان را غصب كردهاند، و اضافه ميكنند هر كس معتقد به صحت خلافت ابوبكر و عمر و عثمان باشد، فاسق بلكهكافر است.
مجلسي در بحار الانوار ج23 ص390 مينويسد: شيعه بر اين اصل متفقند كه هر كس امامت يكي از ائمه و اطاعت ازآنها را كه خداوند فرض دانسته است انكار كند، كافر و هميشه در جهنم خواهد بود. كليني نيز مينويسد: نافرماني عليكفر و اعتقاد به برتري كس ديگري جز او شرك است. (الكافي، الحجه، ج1 ص45و 52)
آنچه از گفتههاي خميني نيز ميتوان استنباط كرد اين است كه او بر اين باور بوده كه قرآن تحريف شده است. خميني دركتاب حكومت اسلامي مينويسد: ما معتقديم كه پيامبر (ص) بايد جانشين خود را معين ميكرد و اين كار را هم كرد واگر اين كار را نميكرد، رسالت خود را ابلاغ نكرده بود (حكومت اسلامي ص20)
اعتقاد به وجود نصي در قرآن كه در آن به امامت علي و فرزندانش تصريح كرده باشد، تناقضات و ايرادات ساختاريمهمي را بوجود خواهد آورد.
نوشته شده توسط در 86/04/13
چرا پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم جانشيني برنگزيد؟ ( )
يكي از ايرادهاي مهم شيعه اين است كه مي گويند: چگونه مي توان پذيرفت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در امري چنين مهم سكوت كرده باشند و امت را مانند رمه اي بي چوپان بحال خود واگذارند. اين يك اصل غير قابل بحث پيش ايشان است كه هرگز كره زمين از حجت خدا خالي نمي شود پس مي گويند محال بود كه پس از مرگ پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين قانون دستخوش تغيير شود.
آنها به اين استدلال زياد چنگ مي زنند و آنرا از براهين قوي خود بحساب ميآورند اما باز بر اساس فرمولي كه داريم اين نقطه نظر را نيز محك مي زنيم تا ببينيم كه آيا خالي از تناقص است يانه؟
نوشته شده توسط در 85/06/09
روایات شیعیان مقام پیامبران را زیر سئوال می برد ( )
شیعیان روايت مي كنند كه پیامبر در نمازش فراموشي به او دست داد ونفهميد چند ركعت خوانده است.
بله اين حديث را ما روايت كرده ايم، اشكالش كجاست؟
اهل سنت معتقدند كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بشر است ودچار سهوو فراموشي مي شود واو خدايي نيست كه خطا نكند و دچار فراموشي نشود.
وشيعه هم امثال اين احاديث را روايت مي كنند:
هروي مي گويد: به رضا -عليه السلام- گفتم: اي فرزند رسول خدا! در كوفه قومي هستند معتقد به اينكه پيامبر در نماز دچار فراموشي نشده است. فرمود: دروغ ميگويند: خداوند آنها را لعنت كند، كسي كه فراموش نمي كند آن ذاتي است كه معبودي بجز آن وجود ندارد (عيون اخبار الرضا326، بحارالأنوار 25/350)
اين لعنت خدا است كه امامي معصوم بنابر اعتقاد آنها به آقایان شیعه تقديم ميكند، ما هم آنها را تبريك ميگوئيم.
نوشته شده توسط در 85/06/07
سوره ی رعد آیه ی 43 ( )
خداي تعالي در سوره ي رعد آيه ي 43 می فرمایند:
(وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ)
يعني: ((کافران می فرمایند: تو فرستاده ی (خدا) نمی باشی بگو: کافی است میان من و شما خدا و کسی که از کتاب آگاه باشد گواه شوند ))
از ابن الحنفيه روايت شده كه مقصود از (وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ) علي است، و در تفسير ثعلبي از عبدالله بن سلام روايت شده كه گفت: گفتم كيست آن كه نزد او علم كتاب است؟ گفت او علي است
اما رد بر دليل مذكور و بطلان آن
نوشته شده توسط در 85/05/21
شیخ کلینی و کتاب کافی ( )
ابو جعفر محمّد بن یعقوب کلینی (متوفّی به سال 329 هجری قمری) از قدمای امامیّه و از بزرگان و محدّثان نامدار شیعه شمرده میشود.
نجاشی –رجالشناس مشهور شیعی– دربارة وی می نویسد:
«شیخ أصحابنا فی وقته بالری» (رجال النّجاشی، ص 266)
«بزرگ یاران ما (فرقة امامیّه) بروزگار خود در شهر ری بوده است».
محمّد باقر مجلسی در حقّ وی می نویسد:
«مقبول طوائف الأنام، ممدوح الخاص و العامّ، محمّد بن یعقوب الکلینی».( مرآة العقول، اثر مجلسی، ج 1، ص 3.)
«محمد بن یعقوب کلینی را همة گروه های مردم پذیرفته اند و خاص و عام وی را ستوده اند».
خلاصه آنکه مؤلف «کتاب کافی» را همة بزرگان امامیّه به وثاقت و امانت در حفظ و أدای حدیث قبول نموده اند. چنانکه کتاب او را که در سه بخش (اصول، فروع، روضه) تنظیم شده است نیز همگان ستایش کرده اند.
نوشته شده توسط در 85/05/15
مطالب پیشین
![]()
