|
وبلاگ اهل سنت الحمد لله الذي أمرنا بالعبادة، وبطاعته وطاعة رسوله، ووعدنا بالحسني مع الزيادة |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
افزودن أشهد أن علياً ولي الله در اذان ( )
اهل سنت معتقدند كه علي رضی الله عنه از اوليا بزرگ الهي است. اما اين دليل نميشود كه اذان شهادت بدهيم كه عليرضی الله عنه ولي خداست. كما اينكه در زمان خود حضرت علي چنين مطالبي در اذان گفته نشده است. اصولاً داخل كردنچنين مطالبي در نماز راه را بر ورود مطالب ديگري در نماز باز خواهد كرد. مثلاً امام حسن و امام حسين و افراد ديگرينيز هستند كه اولياء خدا هستند، پس چرا در اذان شهادت به ولي الله بودن آنها ندهيم؟ يا اصلاً چرا اسامي پيامبرانگذشته را در اذان داخل نكنيم؟ مگر شأن و مرتبه ائمه از شأن و مرتبه آنان بالاتر است؟ اين بدعت در قرن دهم هجري ودر زمان شاه اسماعيل صفوي موسوم شد. تمامي علمائ شيعه به اين مسئله اذعان ميكنند و اضافه ميكنند تكرار اشهدان علي ولي الله وحي خير العمل در شه رو دياري نشاندهنده وجود و كيان ملت شيعه در آنجاست.
در صدر اسلام، نه در زمان علي رضی الله عنه و نه در زمان ساير اهل بيت چنين مطالبي در اذان گفته نشده است. ما از شيعيانميخواهيم كه اين بدعت را حذف و اين اشتباه را تصحيح كنند و به اذاني كه بلال حبشي رضی الله عنه در مسجد رسول اكرمو در محضر پيامبر صلی الله علیه وسلم و اصحاب و منجمله علي رضی الله عنه ميگفت برگردند
نوشته شده توسط در 85/02/07
لينك مطلب
اهل سنت و اهل بيت ( )
اهل سنت به حضرت علي، ائمه (رضي الله عنهم) و ساير اهل بيت رسول خدا صلی الله علیه وسلم عشق ميورزند. حضرت علي رضی الله عنه همسر حضرت فاطمه زهرا رضي الله عنها و پدر گرامي حسنين قهرمان و مايه افتخار اسلام و مسلمين هستند،وي از زمان طفوليت در ركاب پيامبر صلی الله علیه وسلم از آرمانهاي مقدس اسلام دفاع نموده و از گرامترين و برترين شاگردان مكتباسلامند. اهل سنت حب علي و اهل بيت رسول الله صلی الله علیه وسلم را از علامات ايمان و كينه و بغض ايشان را از نشانههاي نفاق ميدانند اين اعتقادي است كه جمهور مسلمين بر آن متفق اند و خلاف آنرا در هيچيك از كتب اهل سنت نميتوان يافت.
اما آنچه را كه اهل تشيع به حضرت علي رضی الله عنه نسبت ميدهند، از نظر اهل سنت غلو و زياده روي و خارج ازتعاليم اسلام است. چنانكه پيشتر ذكر گرديد در كتاب مع الخطيب في خطوط العريضة از شيخ انصاري ص18 نيز آمده است كه شيعيان معتقدند: ولايت علي كفاره گناهان و دشمني با وي زايل كننده نيكيهاست.
در مقدمه تفسير البرهان و در جلد چهارم همين كتاب ص226 چنين آمده است: خداوند فرمود علي حجت من بر تمامبندگانم و نور و امين من بر علم من است. خداوند آسمانها و زمين را از نور پيامبر صلی الله علیه وسلم و عرش و كرسي را از نور عليآفريد.
نسبت دادن اينگونه صفات و خصوصيات الهي به حضرت علي رضی الله عنه عملي ناروا، ناپسند و مشركانه است. به استنادكتابهاي شيعي اين اعتقاد نيز ميان گروهي از ايشان رايج است كه جبرئيل ميبايست بر علي نازل ميشد اما اشتباهاً برحضرت محمد صلی الله علیه وسلم نازل شد. جالبتر اينجاست كه اين گروه از اهل تشيع نه تنها خودشان اين افعال و اعمال را باورداشته بلكه سعي دارند سايرين را نيز بدين اعمال و عقايد مجاب سازند.
همچنين از نظر اهل سنت آنچه كه در كتاب رجال الكشي ص184 از قول حضرت علي رضی الله عنه آمده است غير واقعي وقابل پذيرش است. در آنجا به ايشان نسبت داده ميشود كه گفته است: من وجه الله و جنب الله هستم، من اول و آخر وظاهر و باطن هستم، من وارث زمين و راه خدا هستم.
ما از غلو مسيحيان كه در ابتدا بسيار نبود و بعدها آنرا تا بدان حد رساندند كه بجاي عبادت خداوند پيامبرشان عيسيمسيح را عبادت ميكردند، عبرت آموختهايم. اهل سنت به وصيت پيامبرشان عمل ميكنند كه فرمود: «اذكركم الله فياهل بيتي». در مورد اهل بيت من از خدا نظر بگيريد.
از نظر ما ميراث حضرت محمد صلی الله علیه وسلم يعني عترت و اهل بيت او رابايد گرامي داشت. ولي شيعيان همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم عائشه و حفصه رضي الله تعالي عنهما را مورد طعن و نفرين قرارميدهند. و براستي مگر همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم از اهل بيت او نيستند!؟ و آيا توهين و اسائه ادب روش پسنديده و جايزياست؟
نوشته شده توسط در 85/02/07
افراط و تفريط شيعيان در مورد اهل بيت ( )
در كتاب اصول الاخبار نوشته حسين آملي ص79 آمده است: پيامبر صلی الله علیه وسلم به سوي خانه عائشه اشاره كرده و فرمود: ريشه كفر در اينجا خواهد بود. در كتاب حياة القلوب مجلسي آمده است: عائشه و حفصه ميخواستند پيامبر صلی الله علیه وسلم رامسموم كرده و بكشند.
ويژگي شيعه چيزي نيست جز غلو ايشان در مورد تعدادي از اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم و ائمه كه آنان را تا مرز تقديس وپرستش بالا ميبرند و نسبت به بقيه اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم توهين و ناسزا روا داشته و اصولاً آنها را در زمره اهل بيتپيامبر صلی الله علیه وسلم بشمار نميآورند. همان رفتاري كه نسبت به عائشه و حفصه رضي الله عنهما روا ميدارند. اما از نظر اهلسنت اينان از اهل بيت پيامبرند و براي اين ادعاي خود دلايل محكم و متقني از خود قرآن دارند. آنچنانكه خداوند درمورد همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً» همانا كهخدا ميخواهد ناپاكي از شما اهل بيت دور شود و پاك كند شما را پاك كردني. (سوره احزاب آيه 33) كه اراده تشريعيخدايتعالي در آن مطرح ميباشد و نه اراده تكويني. از نظر شيعه در اين آيه همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم مورد خطاب نيستند درحاليكه اين آيه در ميان آياتي است كه خطاب كلي آنها همسران رسول خدا صلی الله علیه وسلم ميباشند. آياتي كه در آنها همسرانپيامبر ملزم به وفاداري بيت نبوت، تقوي پيشه نمودن، حفظ حجاب و متانت، امر به نماز و زكات و اطاعت از اوامررسولخدا صلی الله علیه وسلم ميشوند و خداوند دو راه مقابلشان قرار ميدهد كه اگر خدا و رسول وي را انتخاب كنند بايد ملتزم بهاين اوامر باشند واگر زندگي دنيا و زينتهاي آنرا انتخاب كنند ديگر افتخار همسري رسول الله صلی الله علیه وسلم را نخواهند داشت. نيزشيعيان استدلال ميكنند كه اگر منظور خداوند در اين آيات همسران رسول خدا است ميبايست صيغه مؤنثبكار ميرفت از آنجائيكه فعل به صورت جمع مذكر (يطهركم) بكار رفته است خطاب به همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم نبودهبلكه گروه ديگري كه به زعم ايشان فقط اهل بيت هستند مورد خطاب آيه بودهاند (و با اين استدلال بي اساس عصمتاهل بيت و به تبع آن عصمت ساير ائمه را نتيجه ميگيرند) اصولاً در زبان عربي صيغه مذكر بر صيغه مؤنث غالب استاين قاعده در نحو به قاعده تغليب معروف است. براي مثال در زبان عربي هر گاه شخصي وارد مكاني شود كه عدهايخانم در آنجا حاضر باشند بايد بگويد: السلام عليكن. اما اگر در اين مكان فقط يك مرد نيز حاضر باشد بنا بر همينقاعده تغليب صيغه به مذكر تبديل ميشود. يعني بايد بگويد: السلام عليكم. واژه اهل بيت نيز از همين خصوصيتبرخوردار است. براي رد استدلال شيعه در مورد فوق كافيست به روش تفسير قرآن توسط قرآن، دست يازيده، به چندآيه ديگر قرآن كه از اهل بيت سخني رفته است توجه كنيم. مثلاً خطاب فرشتگان به همسر حضرت ابراهيم علیه السلام كهگفتند: «رحمة الله و بركاته عليكم اهل البيت» و يا اين آيه شريفه از قول حضرت موسي علیه السلام به همسرش كهميفرمايد: «قال لاهله امكثوا» در هر دو مورد فوق شيعيان نيز مانند اهل سنت معتقدند كه مخاطبين اين آياتهمسران حضرت ابراهيم و حضرت موسي عليهما السلام بوده و براي اهل يا اهل بيت صيغه جمع مذكر بكار رفتهاست. به اين اصل علماء بزرگ شيعه همچون طبرسي در مجمع البيان، ج4 ص211 و علي بن ابراهيم القمي در تفسيرقمي ج2 ص139 و كاشاني در تفسير منهج الصادقين ج7 ص95 اذعان نمودهاند. بنابراين همچنانكه ديديم در قرآن كريم اطلاق اهل بيت به همسران به وضوح قابل ملاحظه است پس چگونه است كساني كه مدعي تكريم و بزرگداشتاهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم هستند، به همسران پيامبر صلی الله علیه وسلم كه به تعبير قرآن مادران مؤمنين هستند احترام بايسته و شايسته راروا نميدارند؟ مگر نه اين است كه خداوند ميفرمايد: «النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم و ازواجه امهاتهم» پيامبر بر مؤمنين از خودشان اوليتر است و همسران ايشان مادران مؤمنين هستند. (سوره احزاب آيه 76) وانگهي مگرنه اينكه خداوند از نيت و تمايل باطني عائشه و حفصه بنابر آنچه شيعيان مدعيند كه آنها قصد جان پيامبر صلی الله علیه وسلم را داشتهاند، آگاهي داشته تا پيامبرش را از اين خطر آگاه سازد؟
بار ديگر بر ميگرديم به مسئله غلو شيعيان در مورد اهل بيت مسيحيان كه ادعاي دوستي حضرت عيسي علیه السلام را داشتنداز او اطاعت و فرمانبرداري نميكردند بلكه در تعريف و تمجيد از او از حد گذشته، او را ميپرستيدند. اينچنين محبتيچيزي نيست مگر پيروي از خواهشهات نفساني. تعريف و تمجيد از كسي به تنهايي كافي نميباشد بلكه آنچه لازمة هدايت است اطاعت و پيروي است. چرا كه تحسين مبالغهآميز باعث فريب شخص تحسينگر شده و اين توهم را در وي بوجودميآورد كه اين عمل باعث شفاعت او نزد خداوند ميگردد و هم اينكه اينگونه زياده رويها دروازههاي تعقل و آزادانديشي او را ميبندد. اهل تشيع نيز همانند مسيحيان با غلو و زياده روي از حدود عقل و شرع فراتر رفتهاند.
اهل سنت جانب اعتدال را گرفتهاند. هم نسبت به كساني كه بدگوئي اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم را ميكنند (مثل خوارج) وهم نسبت به كساني كه در دوستي اهل بيت افراط مينمايند (مثل شيعيان) و اين افراط را تا بدان حد رسانيدهاند كه اهلبيت را ميپرستند و ثواب زيارت قبور ائمه را بيشتر از ثواب زيارت كعبه ميپندارند و ميگويند: هر كسي قبور اهل بيترا زيارت كند خداوند جهنم را بر او حرام و بهشت را بر او واجب ميگرداند. (عيون الاخبار ابن بابويه قمي ص255 و كتاب مع الخطيب في خطوط العريضة از عبدالله انصاري ص18)
آيا نامي جز شرك ميتوان بر اين اعتقادات نهاد؟
اهل سنت اين مسئله كه قبرها واسطه بين بندگان و پروردگارشان قرار ميگيرند را بشدت مردود ميدانند. اگر فرض كنيمزيارت يكي از مقابر اهل بيت برابر با صد حج است، پس چرا زيارت مرقد پيامبر صلی الله علیه وسلم با چنين ثوابي شايد بيشتر از آننباشد؟ چرا اين چنين غلوهايي را صرفاً در حق اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم ملاحظه ميكنيم. در حاليكه نسبت به حضرتمحمد صلی الله علیه وسلم چنين افراطهايي را نميبينيم؟ آيا شيعيان اهل بيت پيامبر صلی الله علیه وسلم را بالاتر از خود پيامبر اسلام صلی الله علیه وسلم دانسته و اهلبيت پيامبر صلی الله علیه وسلم را بيشتر از خود او دوست دارند؟
نوشته شده توسط در 85/02/07
زيارت قبور ائمه ( )
اهل سنت وصيت پيامبرشان را بياد دارند كه فرمود:لعنت خدا بر يهود و نصاري كه قبور پيامبران و نيكانشان را سجدهگاه قرار دادند. مبادا شما نيز چنين كنيد كه من شما را از آن باز ميدارم.
اهل سنت وصيت پيامبرشان را بگوش جان شنيدند تا مبادا همانند يهود و نصاري به ظلمت بيكران شرك گرفتار شوند.
كما اينكه حاجات خود را نيز بنا به وصيت پيامبرشان صرفاً از خداوند ميخواهند چرا كه ايشان فرموده است: «هرگاهچيزي خواستيد فقط از خداوند بخواهيد و اگر نياز به كمك داشتيد فقط از خداوند كمك بخواهيد». لذا اهل سنت ازمردگان كمك نخواسته بلكه خداوندي را كه پيوسته حي است و هرگز نميميرد تنها مأمن و ملجأ خود ميدانند كهشايسته و قادر به برآوردن نيازها و حاجات بندگانش ميباشد.
آقاي مفيد در كتاب الارشاد چاپ مكتبة البصيرة قم ص252 چنين مينگارد: زيارت قبر امام حسين علیه السلام برابر با صدحج و صد عمره است. و هر كه قبر او را زيارت كند به بهشت ميرود. مشابه اين مطلب را ميتوان در كتاب مع الخطيبفي خطوطة العريضة نوشته شيخ شيعي انصاري ص18 نيز مشاهده نمود. آيا ائمه اهل بيت از اين گفتهها راضي وخشنودند؟
يا آنچه ابن بابويه قمي در كتاب خود، عيون اخبار الرضي ج2 ص259 نوشته است، كه اگر كسي قبر جعفر صادق علیه السلام را زيارت كند به او پاداش 70 حج خواهد رسيد و اگر كسي شبي در كنار قبر او بخوابد مثل اين است كه خداوند را در عرشزيارت كرده است. اگر اجر و ثواب زيارت قبور ائمه بيشتر از زيارت بيت الله الحرام باشد شكي نيست كه ديگر هيچعلاقه و اشتياقي براي زيارت خانه خدا باقي نخواهد ماند! و اين نيست مگر دعوتي براي مقدس جلوه دادن بندگان خداو گنبد و بارگاههاي ايشان كه خداوند ما را از آن باز داشته است.
عمل شيعيان امروز به هنگام زيارت قبور ائمه از جمله بوسيدن در و ديوارهاي مقابر، خواندن زيارتنامههاي غلوآميز، نذر كردن اموال جهت گنبد و ضريح قبور، طلب حاجت از ايشان براي حلمشكلاتشان، طرف پيرامون مقابر ايشان و خرافات بسيار ديگر از اين قبيل عيناً مشابه با اعمال يهود و نصاري است كهپيامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آنها را به خاطر اينگونه اعمالشان مستحق لعنت دانسته است. چنانكه ميفرمايد: خداوند يهود ونصاري را لعنت كند كه قبرهاي انبياء و افراد نيك شان را سجده گاه قرار دادند.
عجيبتر اينكه مراجع و بززگان شيعه براي توجيه بوسيدن و دست كشيدن بر قبور و ضرائح ائمه به بوسيدن حجرالاسود استناد ميكنند و حال اينكه با استنباط احكامشرعي توسط قياس (يكي از منابع استنباط احكام نزد اهل سنت) بشدت مخالفت ميكنند.
اگر كسي به مقايسه منصفانه ميان آنچه شيعيان امروز و مسيحيان و يهوديان به هنگام زيارت قبور انجام ميدهند بپردازد،بي شك ريشه واحدي را در مييابد. زيرا مسيحيان در كليساها و ديرها تصاوير و تماثيل حضرت عيسي علیه السلام و مادرگراميش را بوسيده، بر آنها دست ميكشند و در مقابل آنها به عبادت ميپردازند. همانگونه كه يهوديان در زيارت قبورعلماء و بزرگانشان از حد ميگذرند. بودائيان و هندوها نيز اعمالي مشابه همچون بوسيدن بارگاهها و گريه و زاري و نذركردن اموال و حاجت خواستن از صاحبان قبور انجام ميدهند.
اين مشابهت و ارتباط زنجيرهاي كه بين شيعيان، يهوديان، مسيحيان، هندوها و بودائيان وجود دارد و ما شاهد آنهستيم، فرموده خداوند متعال را بيادمان ميآورد كه ميفرمايد: «يضاهئون قول الذين كفروا من قبل» با گفته كافرانگذشته مشابهت اختيار ميكنند. (سوره توبه آيه 30).
نوشته شده توسط در 85/02/06
مطالب پیشین
![]()
