|
وبلاگ اهل سنت الحمد لله الذي أمرنا بالعبادة، وبطاعته وطاعة رسوله، ووعدنا بالحسني مع الزيادة |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
حديث قرطاس در يك نگاه ( )
داستان ((قرطاس)) در كتابهاي حديث به طرق متعدد و متضاد ذكر شده است، دانشمندان اسلامي با تحقيق و بررسي هايي كه به عمل آورده اند ثابت كرده اند كه اين روايت بدان گونه كه معروف است صحت ندارد براي اطلاع بيشتر رجوع كنيد به كتاب ((سيماي صادق فاروق اعظم، اثر ملا عبدالله احمديان))، نويسنده در اين كتاب تمام طرق اين حديث را مورد بررسي قرار داده است.
پروفسور شبلي نعماني مي گويد: 1- كسالت پيغمبر حدود سيزده روز به طول انجاميد. 2- دستور پيغمبر براي آوردن قلم و كاغذ در روز پنجشنبه و فوت او در روز دوشنبه بوده است پس معلوم مي شود كه پيغمبر بعد از آن دستور چهار روز زنده بوده است. 3- هيچ روايت مسلمي وجود ندارد كه نشان دهد پيغمبر دچار خبط دفاع شده باشد.
4- در حالي كه عده زيادي از اصحاب در آن لحظه در حضور پيغمبر بودند و اين خود مي توانست به تعداد اقوال و روايات كمك كند، باز هم جز عبدالله بن عباس كسي ديگر در رابطه با اين واقعه قولي يا روايتي بيان نكرده است. 5- عبدالله بن عباس در آن موقع ده و به روايتي سيزده يا چهارده سال داشته است. 6- عبدالله بن عباس شاهد و گواه مستقيم اين واقعه نيست زيرا وي در آن موقع در محل حضور نداشته و در جريان وقايع و گفتگوها نبوده است. 7- هيچ دليل روشن و مسجلي وجود ندارد كه در موقع درخواست قلم و كاغذ از سوي پيامبر، مردم وي را به هذيان گويي متهم كرده باشند
همچنين دانشمند و نويسنده روماني، كونستان ويرزيل گيورگيو، مي نويسد: ((محمد طوري در اطرافيان نفوذ كلام داشت كه هر چه مي گفت از طرف آنها پذيرفته مي شد. ايشان كه در هشتاد جنگ كوچك و بزرگ شركت كرد و فرماندهي آنها را بر عهده داشت دليرتر از آن بود كه نتواند جانشين خود را تعيين نمايد و دچار رو در بايستي شود. لذا اين روايت قابل قبول نيست)).
حق اين است كه به موجب اين روايت، ابتدا شخص پيامبر گرامي اسلام r زير سئوال مي رود و در مرحله دوم حضرت علي و ديگر اهل بيت كه در آن مجلس حضور داشتند مقصر شناخته مي شوند زيرا آنان صاحب خانه بودند و ديگران به عنوان ميهمان و عيادت كننده حضور يافته بودند و مسلم است كه روي سخن پيامبر r به آنها بوده است چنانكه در روايتي از مسند احمد تصريح شده است كه حضرت علي فرمود: (( رسول خدا به من دستور داد كه لوحي بياورم من به خاطر اينكه نمي خواستم از محضر پيامبر r دور شوم (از ترس اينكه مبادا در اين اثنا رحلت كنند) عرض كردم: آنچه را مي فرماييد به خاطر مي سپارم و حفظ مي كنم، آن حضرت فرمود: (( شما را به نماز و زكات و خوش رفتاري با زير دستان (مملوكان) وصيت مي كنم)).
بنابراين صحت جزئيات روايت قرطاس مورد ترديد است.
در روايتي از حضرت علي نقل شده است كه فرمود: (( اگر رسول خدا مرا به جانشيني خود بر مي گزيد، من از جنگ دست بر نمي داشتم تا حق خود را بگيرم))، نيز مي فرمايد: ((به خدا سوگند اگر من تنها با دشمن روبرو شوم و جمعيت آنها به قدري باشد كه همه روي زمين را پر كنند، باكي نداشته و نمي هراسم)).( نهج البلاغه، صبحي صالح، نامه62
علاوه بر آن، اگر علي از جانب خدا و رسول به خلافت منصوب شده بود، هرگز براي او جايز نبود كه بنا بر مصالح اجتماعي يا شخصي، خلافت فرمان خدا عمل كند و از اين حق صرف نظر نمايد، به خصوص، هنگامي كه مردم به طور اتفاق بعد از شهادت حضرت عثمان t نزد او آمدند به هيچ وجه برايش جايز نبود كه بگويد: (( دعوني و التمسوا غيري . . . و انا لكم وزيرا خير لكم مني اميراً)) نهج البلاغه، صبحي صالح : 92 ) دست از من برداريد و ديگري را بخواهيد و اگر من مشاور شما باشم بهتر از اين است كه زمامدار شما باشم.
نوشته شده توسط در 85/02/17
لينك مطلب
مطالب پیشین
![]()
