|
وبلاگ اهل سنت الحمد لله الذي أمرنا بالعبادة، وبطاعته وطاعة رسوله، ووعدنا بالحسني مع الزيادة |

كد لينك به ما :
ساعت و تاريخ
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
آمار بازدید : نفر
افراد آنلاين : نفر
روایات شیعیان مقام پیامبران را زیر سئوال می برد ( )
شیعیان روايت مي كنند كه پیامبر در نمازش فراموشي به او دست داد ونفهميد چند ركعت خوانده است.
بله اين حديث را ما روايت كرده ايم، اشكالش كجاست؟
اهل سنت معتقدند كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- بشر است ودچار سهوو فراموشي مي شود واو خدايي نيست كه خطا نكند و دچار فراموشي نشود.
وشيعه هم امثال اين احاديث را روايت مي كنند:
هروي مي گويد: به رضا -عليه السلام- گفتم: اي فرزند رسول خدا! در كوفه قومي هستند معتقد به اينكه پيامبر در نماز دچار فراموشي نشده است. فرمود: دروغ ميگويند: خداوند آنها را لعنت كند، كسي كه فراموش نمي كند آن ذاتي است كه معبودي بجز آن وجود ندارد (عيون اخبار الرضا326، بحارالأنوار 25/350)
اين لعنت خدا است كه امامي معصوم بنابر اعتقاد آنها به آقایان شیعه تقديم ميكند، ما هم آنها را تبريك ميگوئيم.
ابوعبدالله جعفر صادق ميگويد: به رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- فراموشي دست داد وبعد از دوركعت، سلام گفت(تهذيب الأحكام (1/186) وسائل الشيعه (8/198 ـ 199 ـ 201 )
و حضرت علي ميگويد: نماز ظهر را به امامت رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- پنج ركعت خوانديم سپس رسول خدا صورتش را به طرف ما گرداند، فردي به وي گفت: اي رسول خدا! آيا برنماز چيزي افزوده شده است؟ پيامبر فرمود: براي چه؟ وي گفت: پنج ركعت نماز خوانديد(تهذيب الاحكام (2/349) الاستبصار (1/ 377) وسائل الشيعه (8/233)
تازه فراموشي به عموم بشر دست مي دهد و خداست كه فرموش نميكند در قرآن آمده است كه حضرت موسي عليه الصلاة السلام فرمود:
﴿لا يَضِلُّ رَبِّي وَلا يَنْسَى﴾.
(پروردگارم گمراه نمي شود وفراموش نميكند)
ويوشع بن نون گفت:
﴿فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ﴾. (الكهف: 63).
(من ماهي را فراموش كردم).
و حضرت موسي گفت:
﴿لا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ﴾. (الكهف:73)
(به فراموش ام مرا مؤاخذه نكن).
و خداوند به پيامبرش، محمد -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمود:
﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِيتَ﴾ (الكهف: 24)
( هنگامي كه فراموش كردي خدا را ياد كن )
وهمچنين فرمود:
﴿سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسَى * إِلاَّ مَا شَاءَ اللَّهُ﴾.(الأعلى: 6- 7).
(برتو خواهيم خواند پس فراموش نميكني مگر آنچه را خدا بخواهد)
و روايت ميكنند كه او در ماه رمضان جنب مي شد ونماز صبحش فوت مي شد.
اينهم دروغي ديگر از طرف شیعیان
چه كسي گفته است كه پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- با جنابت صبح مي كرد ونماز صبحش فوت مي شد؟ آقای حیدر حديث را به صحيح بخاري نسبت داده است در صورتيكه در صحيح بخاري نيامده است كه (نماز صبحش فوت مي شد). ظاهرآ اين جمله را آقای حیدر از طرف خودش به حديث افزوده است. در صورتيكه راوي در اين حديث مي خواهد بگويد كه جنابت با روزه منافاتي ندارد
خواننده گرامي! اينك روايت شيعه را ملاحظه نمائيد كه چگونه پيامبران خدا -عليهم الصلاة والسلام- را زير سؤال مي برد
در كتاب ( عيون الاخبار) آمده است كه: مأمون از رضا -عليه السلام- در مورد اين آيه پرسيد:
﴿وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ﴾. (الأحزاب: 37).
(ياد آور زماني را، كه به كسي كه خداوند به او نعمت داده وتو نيز بر او حسان نمودي، ميگفتي: همسرت را نگه دار واز خدا بترس وچيزي را در دل پنهان مي داشتي كه خداوند آنرا آشكار مي سازد).
امام رضا گفت: رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- براي كاري به خانه زيد بن حارثه رفت وهمسر زيد را مشغول غسل كردن ديد پس به او گفت: پاك ومنزه است پروردگاري كه تو را آفريده است (عيون اخبار الرضا (113)
ودر تفسير علي بن ابراهيم قمي از ابو جعفر روايت شده است كه زينب مدتي را كه خدا مي خواست با زيد زندگي كرد بعد از آن براثر اختلافي نزد رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- آمدند پيامبر -صلي الله عليه وآله وسلم- بسوي زينب نگاه كرد پس او را پسنديد(تفسير قمي ـ در تفسير همين آيه بالا ـ بحار الأنوار (22/218 )
خواننده گرامي! ببينيد چگونه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- را زير سؤال مي برند. چگونه پيامبر به همسر مرد مسلماني كه در حال حمام كردن است نگاه ميكند وسپس وي را مي پسندد؟!!!
در باره اسماعيل فرزند ابراهيم -عليهما السلام- نقل شده است
كه به زني از قبيله حمير نگاه كرد وزيبايي اش را پسندند پس خداوند مسئلت نمود تا آن زن را به نكاح او در آورد! البته آن زن، شوهر داشت پس خداوند حكم مرگ شوهرش را صادر كرد! آن زن در مكه به عزاي شوهرش نشست، خداوند غم واندوه را از وي زدود و او را به نكاح اسماعيل در آورد (الكافي 4/203 )
از جعفر بن محمد روايت است كه فرمود: رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- نميخوابيد تا وقتيكه چهره اش را ميان پستانهاي فاطمه نمي گذاشت( بحاالأنوار ( 43/ 78)
رضا از پدرانش نقل ميكند كه رسول خدا -صلي الله عليه وآله وسلم- فرمودند: حضرت موسي از خداوند در خواستي نمود وگفت: پروردگارا! مرا از امت محمد قرارده خداوند به او وحي كرد كه أي موسي ! توبه آن مقام ومنزلت نميرسي (عيون أخبار الرضا (200) )
حضرت موسي -عليه الصلاة والسلام- شايستگي ندارد كه فردي از امت محمد -صلي الله عليه وآله وسلم- باشد! وطبيعتاً شيعه امت محمد -صلي الله عليه وآله وسلم- هستند وهمه شيعه از حضرت موسي عليه الصلاة والسلام برترند ! ! !
از علي بن أبي طالب روايت شده است كه وي با عايشه در يك رختخواب ويك لحاف مي خوابيد (بحار الأنوار (40/2) الاحتجاج (84) )
از رضا روايت است كه فرمود: خداوند به حضرت آدم گفت: اينها از فرزندان تو هستند (محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين) وآنها بهتر از تو وبهتر از همه آفرينش ام هستند اگر آنها نمي بودند تو را خلق نمي كردم وبهشت وجهنم وآسمان وزمين را هم نمي آفريدم، بر حذر باش از اينكه با چشم حسادت به آنها بنگري، در اين صورت تو را از همسايگي ام بيرون مي كنم. اما آدم به آنها با چشم حسادت نگاه كرد! ومقام ومنزلت آنها را آرزو نمود، در نتيجه شيطان بر او مسلط گرديد واز درختي كه از آن نهي شده بود خورد وچون حواء باچشم حسادت به فاطمه نگاه كرد! شيطان بر او نيز مسلط شد تا اينكه از درخت، خورد(عيون أخبارالرضا (170) بحار الأنوار (16/362) )
سؤال اينجاست كه اگر اصل كيفر شان بخاطر نگاه حسد آميز آنها به ائمه بوده است. پس چرا خداوند آنها را بخاطر خوردن از درخت كيفر داد چنانچه در قرآن آمده است؟
از علي بن أبي طالب روايت شده است كه فرمودند: انبياء وپيامبران را تكذيب نمود (خداوند آنهارا تكذيب نمود) برادران يوسف را تكذيب نمود هنگاميكه گفتند: (اكله الذئب) -گرگ او را خورده است- وآنها انبياء وفرستاده بسوي صحرا بودند (بحار الأنوار (40/224 )
خداوند به داود وحي كرد كه گناهت را بخشيدم وننگ گناهت را بر بني اسرائيل گذاشتم. داود گفت: پروردگارا! چگونه چنين كاري مي كنيد در حالي كه شما ستم نميكنيد؟ گفت: آنها اقدام به انكار كار شما نكردند( الكافي (63/185) )
از ابو عبدالله روايت شده است كه فرمود: هنگاميكه يعقوب نزد يوسف آمد به يوسف غرور پادشاهي زائد دست داد در نتيجه از تخت پايين نيامد. جبريل نزول كرد وگفت: أي يوسف! كف دست را باز كن ـ پس از دستش نوري درخشان خارج شد. وبه فضاي آسمان رفت. يوسف گفت: اين نوري كه از دستم بيرون شد چه بود؟ گفت: نبوت از فرزندانت برداشته شد واين كيفر پايين نيامدنت براي يعقوب است ودر فرزندانت پيامبري نخواهد آمد (الكافي (2/318)
وغير از اين، مطالب بسياري وجود دارد اما بخاطر اختصار وطولاني نشدن، آنها را ترك كردم.
«اين اعتقاد شيعه در مورد پيامبران خدا -صلوات الله وسلامه عليهم- است»
نوشته شده توسط در 85/06/07
لينك مطلب
مطالب پیشین
![]()
